نگاهی به سیر و تحول سفال پیش از تاریخ

بشر از دیر  باز تا  این زمان که آن را عصر  ماشین  می دانیم  دورانهای گردآوری خوراک ،‌شکارچی گری، کشاورزی و شهر نشینی را گذرانده است. در هر کدام از این دوره ها انسان  اولیه،  انسان  شکارچی و انسان کشاورز  هر یک با ابزارهایی از جنس های گوناگون سرو کار داشته است. استفاده از ابزار سنگی که از آغاز زندگی بشر با آن آشنا شده بود تا مدتها پس از دوران آغاز کشاورزی ادامه داشت ، آشنایی با سفال مربوط به دوره آغاز کشاورزی است. به این ترتیب که بشر در اواخر دوران شکار ، بتدریج به فکر استفاده از محصولات گیاهی افتاد و این سبب گردید که رفته رفته مقداری از دانه های مختلف را جمع آوری کند و در زمین اطراف غار یا محل سکونت به زمین افشاند، و همین امر باعث شد که انسان از دوره گردی دست بردارد و در کنار مزرعه خود ساکن شود . برای نگهداری محصولات کشاورزی انسان نیازمند ظرف و مکان محفوظی بود. این ظرف در آغاز از سبدهایی که از شاخه درختان بافته بود . تشکیل می شد و برای اینکه دانه ها از سوراخ سبد نریزد داخل آن با گل اندود می شد. احتمالا با اندود کردن بدنه خارجی سبدها و قرار گرفتن آنها در کنار آتش بطور اتفاقی به شناخت ظروف گلی و مزایای آن دست یافت . دسترسی به چنین وسیله ای تحولی چشمگیر در امر جمع آوری و نگهداری غذا پدید آورد . انسان در نقاط مختلف جهان با اختلاف زمانی چشمگیر به این مرحله از تحول وخلاقیت قدم گذارد . طبق مطالعات انجام شده کشاورزی و یکجانشینی در ایران به هزاره های ششم و هفتم قبل از میلاد بر می گردد نخستین سفالهای دوران جمع آوری غذا یا عصر نوسنگی قدیمی ترین ظروف گلی است که اسکلت سبدی دارد و در واقع سبدهای گل اندودی است که در کنار آتش خشک شده است . بسیاری از کوزه ها و سفالینه های روزگاران نوسنگی و مس ، نی ها و ترکه هایی در خود دارند که احتمالا بجای ریسمان بکار رفته و نشانه آن است که سفالگری اصلا از فن سبدبافی پدید آمده است . فکر استفاده از پوسته ای دارای حجم احتمالا پس از دیدن پوست میوه های خشک شده، حفره های سنگی، قطعات سنگی با سطحی مقعر که آب باران را در خود نگهداری می نمود، پدید آمده است . قدر مسلم انسان با قرار دادن دستها کنار هم و استفاده از آنها برای نوشیدن آب عملا به ایده ظرف و مظروف پی برده است . فرضیه محققان تاریخ هنر مبنی بر وجود حفره های ایجاد شده و جای پای انسان و حیوانات در حاشیه رودخانه هایی مانند نیل که بر اثر طغیان آب . رسوباتی از خود بجا می گذارند و پس از خشک شدن، این حفره های به شکل ظرف از ماسه های اطراف جدا می شود نیز قابل توجه است و شاید قابل قبول تر به نظر برسد.

 انسانهای غارنشین که برای نوشیدن آب در پوسته های کاسه ای شکل استفاده می کردند عملا با مشکل انتقال آب به داخل غار و پناهگاه روبرو بودند . طبق آخرین تحقیقات انجام شده غیر رسمی قدیمی ترین سفال مکشوفه به ۱۲ هزار سال ق . م بر می گردد و از شرق دور به دست آمده است . ‌‌این‌سفال ضخیم، کم پخت، شکننده، خشن و قهوه ای رنگ است و در آن مقـــدار زیادی علف خرد شده به عنوان ماده چسباننده ( شاموت ) برای جلو گیری از ترک برداشتــن به هنگام  خشک شدن در آفتاب یا حرارت دیدن در کنار آتش به کار رفته است . همچنین از کاوشهای حاشیه کویر در تپه سنگ چخماق شاهرود و در مراحل بعدی در لایه های عمیق تپه سیلک کاشان، ‌مناطق اولیه تپه سراب نزدیک کرمانشاه، لایه های عمیق تپه گیان در نهاوند و تپه حاجی فیروز در آذبایجان غربی نیز سفال دوران غار دیده شده است . کار غارنشینان در مراحل اولیه استقرار در دهکده های اولیه آنها را به این مکانها آورده است . در ابتدا انسان بطور اتفاقی از خاک رس برای ساخت سفال استفاده کرد که احتمالا این امر بدلیل وفور و سهولت دسترسی بدان بوده است ولی بعدها تجربه به وی آموخت که بهترین خاک برای سفالگری همین خاک رس است .

تا پیش از اختراع چرخ سفالگری در آغاز هزاره چهـارم قبل ازمیلاد تمامی سفالینه های مکشوفه از مناطق باستانی بـدون استثـــنا دسـت سـاز هستنــد و با حرارت کـم ( ۴۰۰ تا ۷۰۰ درجه ) پخته شده و سبـک و پوک هستند و ماده چسباننـده اغلب آنها کاه و سبزی خرد شده است . و معمولا به دو شکل ساده و منقوش موجودند . سفالینه های ( تپه سبز ) دهلران که قدمت آنها به حدود ۵۵۰۰ تا ۵۰۰۰ سال قبل از میلاد می رسد حکایت از پخت آنها درکوره های ابتدایی دارد . اختراع چرخ سفالگری در آغاز هزاره چهارم قبل ازمیلاد در نقاط مختـــلف باعث تولید انبوه انواع ظروف و ابزار سفالینه شد . سفالینه های شوش I و سیلک III کاشان در آغاز هزاره چهارم قبل از میلاد با چرخ سفالگری ساخته شده اند . سفالینه های پیش از تاریخ نه تنها به عنوان یکی از ضروریات زندگی روزمره اهمیت داشته اند، بلکه نوعی شیء تزئینی نیز محسوب می شده اند. بیشتر سفالینه هایی که از درون قبور و محوطه های باستانی بدست آمده اند، کاملا سالم و مصرف نشده اند .

سفالینه های پیش از تاریخ ایران غالباً در این مناطق یافته شده اند .          

ـ شوش در خوزستان

ـ تل باکون در فارس

ـ شهر سوخته در سیستان

ـ سیلک در کاشان

ـ تپه حصار در دامغان

ـ چشمه علی در ری

ـ خورین در استان مرکزی

ـ مارلیک در رودبار گیلان

ـ دره سولدوز در آذربایجان غربی

که این سفالها از نظر شکل، نقش، ظرافت و استحکام جز زیباترین سفالینه های جهان محسوب می شوند.

اما قدیمی ترین نمونه های آثار سفالین در محوطه های باستانی مناطق زیر بدست آمده اند:

  ـ گنج دره در هرسین کرمانشاهان در ۷۳۰۰ تا ۶۹۰۰ قبل از میلاد

 ـ تپه گوران در جنوب شهر کرمانشاه ۷۰۰۰ تا ۵۶۰۰ قبل از میلاد

ـ تپه علی کش دهلران ۶۰۰۰ قبل از میلاد

ـ غار هوتو بهشهر و تپه زاغه قزوین ۶۲۰۰ قبل از میلاد

ـ سیلک کاشان ۵۸۰۰ قبل از میلاد

  در آغاز هزاره چهارم سفالهای مکشوفه از سیلک، و همچنین برخی از محوطه های باستانی جنوب وجنوب غربی ایران در شوش، چغامیش و تل باکون حکایت از ساخت سفال با چرخ را دارد. در همین دوره تحولی در ترسیم نقوش نیز بوجود آمده است و سفالینه ها علاوه بر نقوش هندسی با نقوش مشبک شده نباتی، حیوانی و انسانی نیز آرایش و تزیین می شده اند. طی هزاره چهارم تا اوایل هزاره اول تولید سفال درتمامی نقاط ایران به عنوان مهمترین تولید محلی و منطقه ای با رشدی چشمگیر همراه بوده است. طی این مدت سفالینه های بی مانندی از نظر شکل و نقش ساخته می شوند که در میان آنها:
ـ سفالینه های منقوش شوش

ـ تل باکون فارس هزاره چهارم ق .م

ـ سیلک سفالینه های اواخر هزاره دوم و اوایل هزاره اول

ـ تپه حصار دامغان

ـ قیطریه تهران

ـ خوردین استان مرکزی

ـ حسنـلو آذربایجان غربی

ـ دره رودبار گیلان

ـ شهر سوخته سیستان اواخر هزاره چهارم تا پایان هزاره سوم ق . م

 ـ سفالینه های کلپورگان سیستان و بلوچستان هزاره سوم ق .م از نظر شکل از شهرت جهانی برخورداند .

سفالگران آن روزگار چرخهای پایی و ابزارهای گوناگون دورانهـــای بعد را در اختیار نداشتند. با این وصف تناسب و ظرافــتی شگفت به ســـاخته های خود بخشیده اند. در دوران تاریخی ایران(ماد تا پایان دوره ساسانی)ساخت سفال در بیشتر نقاط ایران به تدریج متروک شده و ظروف سفالی اهمیت خود را به عنوان یک کالای تجملی از دست می دهند. سفالینه هایی که در این دوره ساخته می شوند از کیفیت هنری چندانی برخودار نیستند به صورتی که تنها نو آوری این دوران ساخت سفال لعاب دار از اواخر دوره اشکانی و ساسانی می باشد. این سفال ها ساده و معمولی هستند و بیشتر مصرف روزمره داشته اند.

روش عمده ی تولید و طراحی سفال در دوران کهن

برای ساخت سفال ابتدا می بایست خاک رس را نرم و خالص می کردند ، در نتیجه احتمال ترک خوردن ظروف در هنگام خشک شدن وجود داشته است.  برای جلو گیری از ترک خوردگی ، خورد شدن و شکستن ظروف و برای گرفتن چربی خاک می بایست خمیر رس را تقویت می کردند، به این منظور از گیاهان خشک استفاده می کرده اند. برای یکنواخت شدن رنگ ظروف ، لایه ای نازک از خمیر گل رس ، که گلابه یا اندود نامیده می شود بر سطح ظروف می مالیدند. این گلابه ، هم ممکن بود مات ( مانند ظروف سگزآباد) و هم صیقلی باشد.

بعضی از ظروف دوران پیش از تاریخ دارای شیارهایی است که نشان می دهد ظرف را با دست مرطوب یا به کمک وسیله ای چوبی یا استخوانی مالش داده اند، در ساخت ظروف شوش و تل باکون از این روش استفاده شده است. تزیین معمولا قبل از پخت انجام می شده و تزیین بعد از پخت کمتر بکار می رفته است. برای تزیین نقوش ، رنگهای معدنی بکار می بردند، زیرا احتمال از بین رفتن رنگهای آلی، در کوره و هنگام پخت وجود داشته است.پس از تزیین ، نوبت به مرحله پختن می رسیده که یا در هوای آزاد و یا در کوره های آجری انجام می شده است . مقدار پخت به شدت حرارت و مقدار اکسیژن هوا بستگی داشته است. حداقل گرمای کوره برای پخت ظروف ۴۵۰ درجه سانتی گراد بوده که می توانسته تا ۱۰۰۰ درجه نیز برسد.

بیشتر سفالهای پیش از تاریخ ، نخست با نقوش هندسی و تزئینی جلوه می‌کرد و پس از مدتی نقش حیوانات معمول گشت و زمانی بعد هنرمندان دوباره به نقوش هندسی علاقمند شدند. این تحول در بیشتر تمدنهای پیش از تاریخ ایران دیده می‌شود . از ویژگی‌های نقش و نگارهای هندسی رعایت توازن و تقارن بوده است. در هزاره‌ی ششم قبل از میلاد علاوه بر نقش‌نگاری هندسی به تدریج جانورنگاری نیز مورد توجه قرار گرفت و رواج بیشتری یافت و بعد از زمانی کوتاه به عنوان یکی از مضامین دلخواه در ادوار بعد تبدیل شد. در جانورنگاری نیز که زمینه‌ی الهام آن جانوران و پرندگان بومی ایران بودند از نوعی هندسه گرایی پیروی می‌شد و خاصیت اصلی آن بکارگیری هیکل و اجزای بدن جانوران به منظور ایجاد نقش و نگارهای تزئینی ،‌نمادیک و رمزی به روش تجرید و انتزاع بود و از ویژگی‌ آنها مهارت نقاش در نمایش خصوصیات جانوران با درک عمیق از خصوصیات فردی و حرکات آنها بود.

 نقاشان سفال برروی سفالها نقش گلها و گیاهان و یا حیواناتی مانند : لک لک ، مار ، شتر مرغ ، پلنگ ،‌قوچ کوهی و مرال را برروی ظروف با فواصل معین و مانند خود حیوان نقاشی می‌کردند . دیری نپایید که این شیوه به سبب ذوق هنری و ابداع و ابتکار دگرگون شد و نقاشی به سبک طبیعی و برابر آنچه که در طبیعت وجود داشت نتوانست ذوق لطیف هنری انسانهای هنرمد زمان گذشته را تسکین بخشد و آنها هم به مانند نقاشان روزگار ما به مسخ و دگرگونه سازی طبیعت و موجودات و اشیاء موجود در آن پرداختند. در این دگرگونی به پاره‌ای از اعضای بدن حیوانات توجه ویژه‌ای مبذول شد و بعضی از این اعضائ بطور اغراق آمیز و شگفت‌انگیزی نماینده‌ شد. از آن جمله شاخ حیوانات به شکلی دور از باور بزرگ و دراز و درقالب اشکال هندسی در آمد. دم بعضی از حیوانات به صورت درخت و شاخ و برگ جلوه‌گر شد ، ‌پای شتر مرغ و نوک و گردن لک لک و مرغ ماهیخوار از حالت طبیعی خارج و پر از ریزه‌‌نگاری‌های هنری شده روش قرینه سازی که درگدشته معمول بود از میان رفت . این نابسامانی که درعین حال دارای روش و قاعده‌ای مخصوص بود نیز دیری نپایید و بار دیگر توجه به طبیعت زندگی و جنب و جوش آن معطوف گردید، و صحنه‌هایی نشان داده شد که نمایشگر جنبش و حرکت و زندگی بود. صحنه‌های شکار و کشاورزی و گاهی رقص و دیگرپدیده‌های متحرک و جاندار زندگی مورد توجه هنرمندان قرار گرفت.

  سفال کلپورگان

سفال‌سازی از دیر زمان همانند دیگر هنرها در استان سیستان وبلوچستان رواج داشته است نمونه‌هایی از آن که مربوط به دوران مادها و قبل از آن می‌شود، در نواحی معبدغلامان سیستان پیدا شده است و نمونه‌های دیگر سفال‌هایی است که در روستای دامن شهرستان ایرانشهر کشف شده و طبق نظر کارشناسان فن مربوط به دو هزار سال قبل از میلاد است که نمونه‌هایی از آن در موزه‌ها نگهداری می‌شود.

در حال حاضر در روستای کلپورگان شهرستان سراوان و روستای کوهکم سرباز از توابع ایرانشهر بصورت کاملاً فعال و در روستاهای اولنچکان، ‌گلک و شادی گور از توابع شهرستان نیکشهر به صورت نیمه فعال زنان بلوچ به تولید سفال اشتغال دارند. سفال‌های تولید شده در منطقه‌ی بلوچستان کلاً به رنگ قرمز جغکیمی‌باشند. چغک نام گیاهی است محلی که از ریشه‌ی آن برای رنگ کردن کشک و یا خاج‌های پشم استفاد می کنند. به دلایلی می‌توان گفت که ساخت سفال کلپورگان از هزاران سال پیش شروعشده‌است. تصور بر این است که اولین سفالگران دردنیا زنان بوده‌اند. زیرا لازمه‌ی ساختن ظروف خاکی نیازمند سکونت طویل و اقامت در یک محل می‌باشد. در روزگاران کهن مردان به منظور شکار و تامین مایحتاج زندگی در غالب اوقات  بیرون از خانه به سر می بردند، ‌درحالیکه زنان برای نگهداری از فرزندان خود و تهیه ‌و جمع‌آوری غذا، مجبور به ماندن در یک محل بودند. امروزه همچنان درکلپورگان این زنان هستند که سفال می‌سازند و مردان هرگز این کار را انجام نمی‌دهند. درصورتی که در دیگر مناطق ایران سفالگران مرد هستند.

نکته دیگری که سفالگری کلپورگان را متمایز می کند این است که زنان سفالگر کلپورگان هرگز از چرخ سفالگری استفاده نکرده‌اند. هر قلم در تمام مراحل فشاردهی، شکل دهی و قوس دهی – قطعه به قطعه دست ساز می‌باشد. به علاوه سفالهایی که از زمانهای گذشته تا بحال در این روستا ساخته شده‌اند فاقد لعاب می‌باشند. لعابها در دنیای سفال بعد از ۹۰۰ قبل از میلاد عمومیت یافتند. قبل از این سطوح ظروف کاربردی با یک سنگ ، صاف و هموار گشته و صیقل داده می‌شدند.  از طرفی ماهیت ظروف ساخته شده در کلپورگان مانند عود دودکن می‌باشد. طبق نظر یک محقق ایرانی عود دودکن ها تنها برای نگهداری خاکستر مردگان مورد استفاده بوده‌اند. طبق مذهب اسلام ، مرده‌‌ها راهرگز نمی‌سوزانند بلکه دفن می‌نمایند. در کیش زرتشتی نیز مرده‌ها را نمی‌سوزاندند. سوزاندن مردگان به آئین مهر پرستی بر می گردد، که در حدود سال های ۱۴۰۰ ق . م در بین النهرین گسترش یافته بود. سوزاندان مرده در آن زمان عملی معمول و عمومی بوده، بدین جهت ظروف خاکستر مرده مورد نیاز بوده است. با توجه به تمامی این دلایل گروهی از محققان سفال کلپورگان را دارای پیشینه ای هزاران ساله می دانند.

مادها از اقوام هند و آریایی محسوب می شوند که در حین حرکت به سوی شمال غربی ایران و چین های زاگرس در برابر خود با دولتهای قدرتمندی مانند ایلام در جنوب ، امپراتوری آشور مستقر در بین النهرین و از سوی غرب با دولت جدید ، جوان و تازه به قدرت رسید . اورارتو که در شرق آسیای صغیر حکمرانی می کردند مواجه بودند و از آنجایی که قدرت مقابله با این حکومتهای قدرتمند را نداشتند به ناچار در شمال غربی ایران استقرار یافته و در طول زمان و به تدریج اقوام بومی را تابع خود نمودند .

حکومتهای همسایه دولت ماد :

ü     ایلام در جنوب

ü     آشور در بین النهرین

ü     اورارتوییها در شرق آسیای صغیر

که تأثیر و الهام از هنر این دولتها بخصوص اورارتوییها در هنر ماد به وضوح قابل رؤیت است که در زمینه سفال به این تأثیرات اشاره خواهیم کرد .

گستره ی شهرهای ماد و آثار هنری به دست آمده :

در ابتدا اشاره ای به قلمرو حکومت ماد داریم بر این اساس پاره ای از محققان ، سرزمین ماد را سه ایالت تقسیم کرده اند که آثار هنری دوره ماد در این مکانها کشف گردیده که عبارتند از :

1 -  سرزمین ماد کبیر واقع در همدانه یا هگمتانه( گودین تپه ، باباجان تپه ، نوشیجان تپه )

2 -  ماد آتروپاتن و یا آذربایجان کنونی ( تپه باستانی حسنلو )

3 -  ماد راجیانا واقع در اطرف تهران ( تپه باستانی سیلک )

ایالات ماد :

ü      سرزمین ماد کبیر ( همدان یا اکباتان یا هگمتانه ) شامل تپه های نوشیجان تپه ، گودین تپه و باباجان تپه

ü      سرزمین ماد آتروپاتن ( آذربایجان کنونی ) شامل تپه باستانی حسنلو

ü      سرزمین ماد راجیانا و یا اطراف تهران شامل تپه باستانی سیلک

ü      که در ادامه به بررسی و تجزیه آثار بدست آمده از این اماکن می پردازیم :

سیلک کاشان

اولین منطقه مورد بررسی تپه سیلک که در پنج کیلومتری شهر کاشان واقع شده و بر طبق تقسیمات ایالتی مربوط به ماد راجیانا یا رایگانا و یا راگا و یا ری امروزی است که در سال 1933 کاوشهای علمی توسط رمن گیرشمن در آن شروع شده و بر اساس این کاوشها آثار به دست آمده از قبرستان B این تپه در بر گیرنده فرهنگ مادی است . سفالهای این قبور از نظر شیوه اقوام جدید حاوی اطلاعات زیادی است که استفاده از چرخ سفالگری و کوره سفالگری از ویژگیهای ساخت این سفالها هستند . همچنین ویژگیهایی که در این سفالها وجود دارد از قبیل استقامت خمیر ، درجه پخته شدن آنها ، رنگ لعاب و بویژه نقوش و ترکیب موضوعهای سمبلیک همه در رابطه با تشریفات تدفین مردگان بوده است . از جمله این سفالها میتوان به قوریهای منقوش با آبریزهایی به شکل منقار اشاره کرد که احتمالاً از یک نمونه فلزی تقلید شده که در مراسم مذهبی جهت تدفین مردگان مورد استفاده قرار می گرفته که در پایان مراسم این ظرفها با محتوی مایع مجدداً در داخل قبر کنار شخص مرده قرار می گرفته . نکته قابل توجه در این است که قوریها با آبریزها  به شکل منقار پرندگان همزمان با سیلک B در تمامی فلات ایران به ویژه شمال و شمال غربی ایران ظاهر شده با این تفاوت که در نمونه های خارج از سیلک ، به ندرت در روی بدنه قوریها نقوش تزئینی دیده می شود و اکثراً ساده و بدون نقش هستند که این نقوش ساده از لحاظ شکل ظاهری قابل مقایسه با ظروف مادی در نوشیجان تپه و گودین تپه می باشند . کوزه های دارای لوله بلند به رنگهای خاکستری تیره ، قرمز ، قهوه ای یا نخودی منقوش نیز از دیگر سفالهای تپه سیلک به شمار می رود .

  

گودین تپه

دومین منطقه گودین تپه در دوازده کیلومتری جنوب شرقی کنگاور نزدیک کرمانشاه در حوالی بین کردستان و لرستان است که جزو ایالات ماد کبیر است .این سفالها اکثراً چرخ ساز بوده و از ذرات ریز کوارتز و میکا به عنوان ماده چسباننده در ساخت آنها استفاده می شده که به سه دسته تقسیم می شوند :

1 سفال زمخت

2 سفال معمولی

3 سفال مرغوب

که در سفال زمخت ذرات ریز و درشت کوارتز به عنوان ماده چسباننده مورد استفاده قرار می گرفته ، حرارت برای پخت این سفال کافی بوده و سفال محکم می باشد . در سفال معمولی علاوه بر استفاده از ذرات ریز و درشت کوارتز ذرات میکا نیز دیده می شود ، این نوع سفال به دو دسته سفال نخودی ساده و سفال لعاب قرمز تقسیم می شود .سفال مرغوب نیز به چند دسته تقسیم می شوند که شامل سفالهای نخودی ساده ، سفال با لعاب قرمز ، قهوه ای و خاکستری تقسیم بندی می شوند که این تقسیم بندی بر اساس رنگ سفالها صورت گرفته است .

ویژگیهای سفال گودین :

1 چرخ ساز بوده

2 ماده چسباننده ، ذرات کوارتز و میکا

تقسیم بندی سفال گودین:

سفالهای ضخیم : حرارت کافی دیده و محکم هستند

سفالهای معمولی : شامل سفال نخودی و سفال لعاب قرمز

سفالهای مرغوب : بر اساس رنگ به سفالهای نخودی ساده ، و سفال با لعاب قرمز ، قهوه ای و خاکستری